داستان مبهم سلطان قیس در تعزیه عاشورا

خرید بک لینک

سلطان قیس در ممکلتی از ممالک هندوستان سلطنت داشت روز عاشورا دلش گرفت و غمگین شد برای رفع غم به شکار رفت، آهویی دید دنبال آهو رفت و تنها شد و آهو غیب شد و شیری به او حمله کرد او متوسل به امام حسین ـ علیه السّلام ـ شد. امام ـ علیه السّلام ـ از کربلا با حال تشنگی و بدن زخمی به کمک او آمد شیر صورت بر قدم حضرت گذاشت و گریه کرد و رفت. سلطان قیس چون حال حضرت را دید تقاضای یاری حضرت را کردند. حضرت فرمودند: انا قتیل العبرات و قبول نکردند و خاکی به او داد و فرمود: هر وقت این خاک به خون تبدیل شد برای من عزاداری کن. این جریان به طور مفصل در کتاب مرقاة الایقان مرحوم گنجوی [۱] آمده است و کاتب این کتاب را در سال ۱۳۵۲ قمری به اتمام رسانده و سال ۱۳۷۲ قمری چاپ شده است و ایشان مدرک این جریان را نقل نکردهاند.


و در کتاب طوفان البکاء جوهری که در سال ۱۲۵۰ قمری تالیف شده این جریان به طور خلاصه ذکر شده ایشان هم سند این مطلب را نقل نکرده و مینویسد از کتب معتبره وارد شده. [۲] و در کتاب مجالس المتقین محمد تقی بن محمد البرغانی القزوینی اشارهای به این جریان شده است و سند ذکر نشده است. که این کتاب هم در سال ۱۲۸۵ قمری تالیف شده و هم چنین در برخی کتب دیگر از این قبیل نقل شده است.

نویسنده ی وب سایت «اندیشه قم» مدعی است که داستان «مردود» است:

جریان سلطان قیس به دو دلیل مردود است یکی اینکه مدرک معتبری ندارد چون این کتابها حدود ۲۰۰ سال پیش نوشته شده و مدرک را نقل نکردهاند و فاصله آن با اصل واقعه خیلی زیاد است. دوم اینکه کشور هندوستان در زمان حکومت ولی بن عبدالملک فتح شده [۳] و ولید بن عبدالملک در سال ۸۶ هجری به حکومت رسیده [۴] چگونه در سال ۶۱ هجری یکی از حاکمان هندوستان شیعه بودند در حالیکه حتی در آن زمان غالب مردم ایران هم سنی بودند.
احتمال دارد این جریان مکاشفهای باشد که در روز عاشورا غیر از روز عاشورای سال ۶۱ و در قرون اخیر اتفاق افتاده باشد.

به «مردودیت» داستان کاری ندارم ولی ریشه ی انگلیسی لباس ها برایم روشن شد. نقاش و تعزیه خوان ۲۰۰ سال پیش ایران که انگلیسیان را به عنوان سلطان ممالک هندوستان می شناخته سلطان قیس و همراهش را با لباس های قرن هجدهم و نوزدهم انگلستان مجسم کرده است. بقایای این داستان فراموش شده چنان که همیشه پیش می آید در تعزیه ها هنوز به جا مانده و امسال، درست بعد از حمله به سفارت انگلیس، در این عکس ها فرصت خودنمایی پیدا کرده است.


سر و وضعش عمیقا با توصیفات مش قاسم در داییجان ناپلئون همخوانی دارد. من که امروز هر چه گشتم چیزی در مورد او نیافتم. بعید نیست اسناد مربوط به او را از بین برده باشند. به هر حال فراموش نباید کرد که هیچ چیز از این «اینگیلیسی یای از خدا بیخبر» بعید نیست «با اون چشای چپشون.»

با مطالعه این مطالب می توان چنین نتیجه گرفت که با وارد کردن این داستان در تعزیه عاشورا کاتبان نسخ تعزیه خواسته اند با بیان این گوشه در تعزیه اشاره ای به معجزات حضرت سید اشهدا بعد از شهادت داشته باشند

منابع نقل قول ها:

[۱] مجتهد زاده گنجوی، سیدمحمدباقر، مرقاة الیقان، چاپ ۱۳۷۲ قمری (۱۳۳۱ شمسی – ۱۹۵۲ میلادی)، ج اول، مجلس هفدهم، ص ۸۲.
[۲] جوهری، طوفان البکاء، تهران، چاپ دارالخلاقة، سال ۱۳۰۴ قمری.
[۳] یاقوت، معجم البلدان، ناشر داراحیاء التراث العربی، ج ۵، ص ۲۲۸.
[۴] قمی، عباس، تتحه المنتهی، قم، ناشر انتشارات داوری، چاپخانه علمیة، چاپ چهارم، ۱۴۱۷، ص۱۰۵.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۶ساعت 16:22&nbsp توسط سید محمد حسن نجفی |

اربعین حسینی...

ما را در سایت اربعین حسینی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 44 تاريخ: چهارشنبه 10 آبان 1396 ساعت: 15:26

صفحه بندی